حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

311

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

ترّه ، و ديگر خضريّات : در وضيعهء اولى بيست و پنج درهم ، وضيعهء دؤم « 1 » پانزده درهم . رطاب : - آن را به زبان قمى اسپس « 2 » كويند - بهر جريب در وضيعهء اولى سى درهم ، وضيعهء ثانيه پانزده درهم . جريبى از جاروس « 3 » : در همه رساتيق قم چهارده درهم . كنجيد ، و زيره ، و قرطم « 4 » : در همه رساتيق قم ، هر جريبى پانزده درهم . شنبليده ، و كسن « 5 » ، و سبدز « 6 » : در همه رساتيق ، نه درهم و دانكى . و بهر شش درخت فستق و زيتون درهمى ، و در هر سى و شش طاقات فستق و زيتون يك درهم . و ما ياد كرديم ، كه مراد بطاقات از درخت ، درختهآئىاند كه ايشانرا شاخ نباشد . و در هر حوض دوشاب ، در همه رساتيق قم دو درهم . جاليزى كه آب آن نه از رودخانه باشد ، خراج آن دو دانك جاليزى بود كه آب از رودخانه خورد .

--> ( 1 ) . در نسخه چاپى : ثانيه . ( 2 ) . در « فرهنگ پهلوى : ص 48 » آمده است : اسپست : asp - ast يونجه . و در برهان قاطع آمده است : اسپست : و آن علفى است كه بتركى يونجه خوانند ، و به عربى فصفصه . ( 3 ) . جاورس : معرب گاورس ، نوعى از غلّات . ( 4 ) . قرطم : ( به كسر قاف و طاء و ضم آنها ) ، دانه‌اى است چون كتان ، كه مصارف پزشكى و درمانى دارد ( لغت‌نامه دهخدا : ماده قرطم ) . ( 5 ) . كسن : گاودانه ( لغت‌نامه دهخدا : ماده سبدز ) . ( 6 ) . سبدز : در ( لغت‌نامه دهخدا : ماده سبدز ) آمده است : اين كلمه نام سبزى يا گياهى است كه غير خودرو بوده ، و در تاريخ قم در دو مورد آمده ، و مؤلف آن را در رديف شنبليده و كسن ، كه كرسنه و گاودانه باشد آورده ، و ظاهرا احتمال مىرود كه مصحّف ( شبدر ، شغدر ) باشد كه گياهى است كه حيوان بيشتر خورد .